اندیشه و قلم | احمد قدیری
به‌عنوان منتقد برجام عرض می‌کنم که در بحث معنای Lift در قطعنامه ۲۲۳۱ (۲۰۱۵)، به تفسیر سست و یکجانبه
مناقشه موشکی قطعنامه ۲۲۳۱ در پرتو اصول تفسیری و تفسیر اصولی قطعنامه‌های شورای امنیت از آنجا که تفسیر اسناد حقوقی، لازمه اجرای آن است، همپای سند، تفسیر آن نیز اهمیت می‌یابد. در این خصوص تفسیر قطعنامه‌های شورای امنیت به عنوان رکن اصلی و عالی سازمان ملل متحد با کار ویژه «حفظ صلح و امنیت بین‌المللی» که بنابر مواد ۲۵ و ۱۰۳ منشور ملل متحد بر همه دولت‌ها لازم الاتباع است، بالاترین سطح الزام را دارد. در این میان مفاد متعددی از قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت به ویژه موضوع محدودیت موشکی ایران، از بدو نضج در تاریخ ۲۳ تیر ۱۳۹۴ امضای توافق موسوم به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) در وین و سپس تصویب قطعنامه در تاریخ ۲۹ تیر ۱۳۹۴ در نیویورک، فراز و فرودهای فراوانی داشته که در قالب نبرد تفسیرها بروز یافته است؛ به نحوی که اطراف توافق-قطعنامه و مشخصا دولت‌های ایران و آمریکا، تفسیر حقوقی خود از قطعنامه را «معتبر» تلقی کرده، فعل‌ها و ترک‌فعل‌ها را به آن مستند نموده‌اند. پرسش اساسی در این مقاله که از روش توصیفی و تحلیلی بهره برده، در مرحله نخست، این است که در تفسیر قطعنامه‌های شورای امنیت، آیا اصول مشخصی وجود دارد و اینکه با توجه به ماهیت متفاوت «قطعنامه» و «معاهده»، قواعد مندرج در مواد ۳۱ و ۳۲ عهدنامه حقوق معاهدات وین، تا چه میزان قابل انطباق بر آن است؟ همچنین محدودیت موشکی مندرج در قطعنامه ۲۲۳۱ و اختلاف تفسیری طرفین حول آن به عنوان مهم‌ترین چالش تفسیری قطعنامه، مطابق با رهیافت‌های بخش نخست مورد بررسی قرار گرفته است. 📄 برشی از چکیده مقاله علمی پژوهشی احمد قدیری منتشره در فصلنامه محیط شناسی راهبردی دانشگاه عالی دفاع ملی @GhadiriNetwork