🖤 این طرف مشتی صدف، آنجا کمی گل ریخته موج ، ماهی های عاشق را به ساحل ریخته بعد از این در جام ما تصویر ابر تیره‌ای ست بعد از این در جام دریا ماه کامل ریخته هرچه دام افکندم آهوها گریزان تر شدند حال، صدها دام دیگر در مقابل ریخته هیچ راهی جز به دام افتادن صیاد نیست هرکجا پا میگذارم دامنی دل ریخته زاهدی با کوزه‌ای خالی ز دریا بازگشت گفت: خون عاشقان منزل به منزل ریخته ✍🏻 🖤