به گلاب گفتم:چه خوشبویی گفت : گل بودم به دست روزگار چیده شدم و در کوره اتش سوختم سوختم سوختم ولی با متانت صبر کردم کوره خاموش شد خالص شده بودم و عزیزتر ازپیش