『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
کجایندمردان والفجرهشت که ازخونشان دشت گلپوش گشت ۲۱بهمن سال ۶۴ساع.ت۶بعدازظهرمنطقه خسروآباد,اروندحال وهوای روحانی ومعنوی داشت,مراسم حنابندان,دعاونیایش,رازونیاز,گریه وزاری عاشقانه وعارفانه,طلب حلالیت درمیان رزمندگان وبسیجیان گردان خط شکن علی اصغرموج میزدروستای چوبده محل حرکت مون باپاروزدن قایقهادرسکوت مطلق ازنهرهاشروع شدصدای هلهله ورادیونیروهای بعثی عراقی راکاملامی شنیدیم.نفسهادرسینه هاحبس, منتظردستوروبازشدن معبرهستیم,قایقهامملوازبهترین ومخلص ترین جوانها,درفکروذهنمون خاطرات دوران آموزشی آبی وخاکی ,شوخی ومزاح دوستان و...رژه میرفتند,خدایاکدامیک ازاین عزیزان دراین.شب تادقایقی دیگرپرپرخواهندشد, دستوررسیدمعبربازشد,قایقهاروشن شده تانیروهارابه ساحل آنسوی اروندمحل ماموریتشون ببرند,ذکرهای ارامبخش ودشمن ترس همچون وجعلنامن بین ایدیهم سدا....زبانزدهمرزمان بودقایقهایکی پس ازدیگری حرکت کردند,همه قایقهارفتندبجزقایق ماکه روشن نشدودریه لحظه بطرف موانع خورشیدی دشمن منحرف شد۷نفربودیم دادوبیداکردیم وبه سکاندارتشری زدیم که چرانمیتونی روشن کنی,دراین هنگام گلوله های یک چهارلول عراقی همانندبارش باران ازبالای سرمان عبورمیکردوقایق ماراهدف گرفته بود,همگی اشهدان لااله الاالله واشهدان محمدرسول الله رازمزمه میکردیم,دراین هنگام ازدورشاهدنزدیک شدن یک قایق بطرف قایقمان بودیم بله فرمانده متواضع وبی ادعای گروهانمون سردارشهیدیعقوبعلی محمدی(که دراین عملیات مجروح ودرکربلای۴پرپرشد)......روحیه تازه ای گرفته وباهمکاری وهماهنگی نیروهایی که همراه خودآورده بودقایق ماراروشن وبدنبال قایق این فرمانده براه افتاده, به ساحل اروندرسیدیم خدایاچه می بینیم پیکرهای غرق بخون همرزمان غواص که روی آب شناوربودند و...لحظات غم انگیزوطاقت فرسایی بود,به مواضع دشمن محل ماموریت اصلی مان که بالای کشتی چینی مسی غرق شده بودرسیدیم همون چهارلول که ماراهدف گرفته بودکارمیکرد,معاون گروهانمون سردارشهیدمحمدباقرفتح اللهی(که باسمت فرمانده گروهان غواصی درکربلای ۴پرپرشد)آرپیچی راازدست آرپیچی زن گرفت وبطرف این چهارلول نشانه رفت دریک لحظه دودوآتش منطقه رافراگرفت ومنهدم شدالله اکبرگویان باپاکسازی سنگرهای دشمن به پیشرویمون ادامه دادیم بعلت بارش باران سوزسرماازیک طرف وصدای تیراندازی وتانکها والدخیل گویان نیروهای بعثی ازطرف دیگرکلافه مون کرده بود.....,هرلحظه ای خبرهای ناگواری دریافت میکردیم مجتبی آسمانی شد....جعفرهم پرپرشد....ناصرمهمون مادرش حضرت زهرا(س),و...(ناصرگنج خانلوفرزندمداح مشهورحاج اصغرزنجانی)..اماازدوستان وهمرزمان گله مندیم چراکه قرارمون این نبودبه تنهایی پروازکنندو......باآه وحسرت زمزمه میکنم:یادتان میکنم وباغم دل میگویم حیف وصدحیف کزاین قافله من جاماندم