『شـُ℘َـدٰآۍِ‌ڪـَـرْبَلآۍِ۴🕊』
🌸🌸🌸 🌾#غواص ها بوی نعنا می دهند🌾 #قسمت (۵۸) 📝 ................ 🌾افسردستور داد بلندم کنند و آنها بلندم
🌸🌸🌸 🌾 ها بوی نعنا می دهند🌾 (۵۹) 📝 ................ عراقی ها سریع دویدند و رفتند یک برانکار آوردند و مرا همان طور دَمر انداختند روی برانکار و جلوی خبرنگارها قیافه حق به جانب گرفتند. خبرنگارها دورم حلقه زدند و چیزی پرسیدند که افسر عراقی جواب داد و من بعدها فهمیدم که گفته, البته به عربی و انگلیسی:ستوان یکم از مردان قورباغه ای. و تاکید کرده که:ارتشی. رگباری از کاتیوشای خودی ریخت دوروبرشان و زمین و زمان هزارتکه شد وقتی افسر با لبخند گفت:ارتشی... همه فرار کردند از ترس آمدن کاتیوشاهای بعدی و فقط من ماندم و برانکارم و یک دنیا تنهایی... به برانکار گفتم:باز هم معرفت تو. سر طرف آسمان بلند کردم و به خدا گفتم:بدت نیاید, آدمم دیگر. بعضی وقت ها خیلی کم می آورم. به برانکار گفتم:چی میشد اگر می توانستی یک کلام باهام حرف بزنی؟ و کاتیوشاها باز آمدند و همه جا را به آتش کشیدند و روی من خاک ها ریختند انگار که قرار باشد زنده به گورم کنند. سرفه کردم و به خدا گفتم:غلط کردم بابا. دیگر کم نمی آورم...خوب شد حالا؟.... ادامه دارد.... 🌸..... @Karbala_1365