⤴️1⃣ ادامه " اهالی قلعه ها و قصرها ومحله های وجودی" عاقبت اعتماد به غیر خدا، ناکامی است. دنیا همچون گیاه بی ریشه ایست که با اندک بارانی سبز و با اندک بادی خشک می‌شود. ولایتهای غیر الهی ناپایدار و باطل است، و تنها ولایت خدا ثابت و حق است. "واضرِبْ لَهُم مَّثَلَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا كَمَاءٍ أَنزَلْنَاهُ مِنَ السَّمَاءِ فَاخْتَلَطَ بِهِ نَبَاتُ الْأَرْضِ فَأَصبَحَ هَشِيمًا تَذرُوهُ الرِّيَاحُ وكَانَ اللَّهُ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ مُّقْتَدِرًا" ﻭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﻧﺎﻥ ﻭﺻﻒ ﻛﻦ ﻛﻪ [ ﺩﺭ ﺳﺮﻋﺖ ﺯﻭﺍﻝ ﻭ ﻧﺎﭘﺎﻳﺪﺍﺭﻱ ] ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺁﺑﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﻨﻴﻢ، ﭘﺲ ﮔﻴﺎﻩ ﺯﻣﻴﻦ ﺑﻪ ﻭﺳﻴﻠﻪ ﺁﻥ [ ﺑﻪ ﻃﻮﺭ ﺍﻧﺒﻮﻩ ﻭ ﺩﺭ ﻫﻢ ﭘﻴﭽﻴﺪﻩ ] ﺑﺮﻭﻳﺪ، [ ﻭ ﻃﺮﺍﻭﺕ ﻭ ﺳﺮﺳﺒﺰﻱ ﺷﮕﻔﺖ ﺍﻧﮕﻴﺰﻱ ﭘﺪﻳﺪ ﺁﻭﺭﺩ ] ﺁﻥ ﮔﺎﻩ [ ﺩﺭ ﻣﺪﺗﻲ ﻛﻮﺗﺎﻩ ] ﺧﺸﻚ ﻭ ﺭﻳﺰ ﺭﻳﺰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺎﺩﻫﺎ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺳﻮ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻛﻨﻨﺪ; ﻭ ﺧﺪﺍ ﺑﺮ ﻫﺮ ﻛﺎﺭﻱ ﺗﻮﺍﻧﺎﺳﺖ.(كهف ٤٥) به جلوه های زودگذر دنیا دلخوش و مغرور نشویم و به آینده پایدار بیندیشیم. بغیر خدا به هیچ چیزی دل نبندیم. همه عوامل فیزیکی و ملکی حتی اعمال ما و ثمراتشان ناپایدار هستند، و غیر قابل اعتماد. آنان که امکانات مادی دارند مغرور نشوند. و آنان که ندارند، مأیوس نباشند. مال و فرزند، ماندگار نیست، به چیزی دل ببندیم که باقی است. در قلعه های وجودی یاد خواهیم گرفت که همانگونه که در هنگام تولد حیوانی بصورت "عریان و گریان و عاجز" از بتن مادر به دنیا وارد می‌شویم در ولادتهای بعدی نیز نحوه ای از عریان بودن و نالان بودن و عجز از نبود تعلقاتی که بدانها وابسته بودیم را تجربه خواهیم کرد. اگر نفس را بدرود نگوییم گریه ها در پیش داریم که از اشک دو چشم دو تا رود جاری شود. "فلیضحکوا قلیلا و لیبکوا کثیرا جژاءً بما کانوا یکسبون"(توبه ۸۳) گفت رو نفس را بکن بدرود ورنه برساز از این دو چشم دو رود "الْمَالُ والْبَنُونَ زِينَةُ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا والْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وخَيرٌ أَمَلًا" ﻣﺎﻝ ﻭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻥ، ﺁﺭﺍﻳﺶ ﻭ ﺯﻳﻮﺭ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﺩﻧﻴﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻭﻟﻲ ﺍﻋﻤﺎﻝ ﺷﺎﻳﺴﺘﻪ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ ﻧﺰﺩ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺕ ﺍﺯ ﺟﻬﺖ ﭘﺎﺩﺍﺵ ﺑﻬﺘﺮ ﻭ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺍﻣﻴﺪ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﻴﻜﻮﺗﺮ ﺍﺳﺖ(كهف ٤٦) معاد جسمانی و روحانی در بحث معاد جسمانی باید بین بدن و جسم طبیعی صرف فرق نهاد و توجه داشت آنچه در معاد جسمانی مطرح است، بدن یا همان مرتبه نازله نفس است؛ نه جسم طبیعی صرف که اذهان سافله و متداول بدان دل خوش کرده اند؛ پس همه آثار بارز بدن به اشراق و افاضه نفس است و انسان از مرتبه نفس تا مرحله بدن، یک موجود متشخص و ممتدّ است؛ یعنی هر فرد از افراد انسان را یک هویت و شخصیت است و همه قوای او از شئون همین هویت واحده است و تمام آثارش از همان حقیقت منبعث میشود؛ اگرچه مظاهرش را تکثر است. این انسان با هویت واحده ممتدّ ذو مراتب، هرگز تباهی ندارد و پایان پذیر نیست و او را حد يقف نباشد؛ لذا معاد او هم جسمانی است که او را بدنهای در طول هم است و هم روحانی است. (ینبوع الحیوه، ص ۵۲۰) سلامت تشریعی(تکلیفی) بر سلامت تکوینی موثر است. سلامت تکوینی تجلی بی واسطه خدا در مراتب وجودی ماست، و سلامت تکلیفی تجلی با واسطه و از طریق انبیأ الهی است. رعایت شریعت بر مدار فقه موجب پیدایش حرکت جوهری و حالات و ملکات و مزاج های روحانی برای کسب صفات و مقامات و منازل ربانی است، پیدایش این شرایط موجب تجلی روحانی و تکوینی نفس بر طبیعت مدبره و مزاج جسمانی و سلامت ارواح و قوای و افعال است. قیامت، صحنه تجسم عمل های انسان است در عالم قیامت سه نوع کتاب یا نامه اعمال وجود دارد ۱. کتاب واحدی که اعمال همۀ انسانها در آنست ۲. کتابی که هر امتی دارد و همۀ اعمال یک امت در آن درج است ۳. کتابی که برای هر انسانی بطور جداگانه وجود دارد. در کتابی اعمال همۀ خلایق در آن ضبط است: وقتی این کتاب مقابل خلق قرار داده می‌شود و مجرمین از محتوای آن آگاه می شوند آنچنان وحشت زده می‌شوند که آثارش را میتوان بر چهره آنها دید. علت این وحشت آنست که می‌بينند این کتاب هیچ گناه کوچکی را بخاطر کوچکی اش از قلم نینداخته چه رسد به گناهان بزرگ و بعلاوه آنچه می‌بینند اعمال نوشته شده نیست بلکه خودِ اعمال است که در برابرشان مجسم می گردد. حال اگر خدا آنها را مجازات کند آیا ممکن است ظلمی صورت گیرد؟ خیر چون وقتی اعمال حاضر است دیگر جایی برای ظلم پروردگارت بر احدی باقی نمی ماند. (خلاصه تفاسیر، پورسیف) پروردگارا بسی افتخار است که تو خالق منی، ای حقیقت من، ای ولیی من، ای حقیقت وجود من، ای جان جانانم، حیات و علم و قدرت و اراده و سمع و بصر و تکلمم داده ای، اینک از تو می‌خواهم که مرا به خود بکشی و از خود مپوشی و از دویی براری. خدایا! تو همانگونه هستی که دوست می‌دارم، پس مرا همانگونه بدار که تو دوست میداری. آمین یا رب العالمین بنده مُنِیبَت سیّدعلی جوادی یکشنبه ۱۴۰۳/۰۵/۲۸ 👇👇👇👇 🚩 اخبار لبنان @Lebanon313