مهربانم دوری ولی : آرام آرام همچون باران که برسنگ میبارد و ردش می ماند در من نفوذکردی .درقلبم ؛درجانم و حالا تو بخشی از وجودم شدی انگار روحت در تن من رخنه کرده . حست میکنم ،تلاقی نگاهت را ، لطافت دستانت را وقتی لابلای موهایم می لغزد و نوازشش می کند ؛وگرمی بوسه هایت برروی پیشانیم تا عمق جانم می رود. دستانم رابگیر در دستانت بگذار حس خوب بودنت تا انتهای دوران با من باشد . قدم هایت را هم گام کن با من تا ابد در کنارم باش که بودنت خواستنی ترین خواسته من است # سمیه عباسی