ادامه بخش سوم از فصل ششم: در کتاب مذکور از محمدبن یحیی او از احمدبن محمد او از ابن یعقوب سراج روایت کرده او گفته که به خدمت صادق علیه السلام عرض کردم که فرج شیعه کی واقع خواهدشد؟فرمود: « در وقتیکه بنی عباس با هم مخالفت کنند و سلطنتشان سست شود و دیگران بسلطنت و اموالشان طمع نمایند و عربها لجامهای اطاعت را از سرهایشان درآرند و هر صاحب قوت و جمعیت جمعیتش را مهیا نماید و خروج نماید و شامی ظهور بکند و روآورد و حسنی حرکت نماید و صاحب این امر با میراث رسول خداصلی الله علیه وآله وسلّم ازمکه به مدینه بیرون رود؛ عرض کردم که میراث رسول خدا چیست؟ فرمود: «شمشیر و پیراهن و عمامه و لباس و چوبدست و زره و زین اسب آن حضرت پس از مدینه بیرون می رود تا اینکه در مکه نزول اجلال فرماید. پس در آنجا شمشیر از غلافش بیرون می آید و پیراهن آن حضرت را می پوشد و پرچم بیدق رامی گشاید و لباس رسول خدا را در بر می کند و عمامه اش را بر سر می گذارد و چوبش را به دست می گیرد و در خصوص ظهورش از خدایتعالی اذن می طلبد پس بعضی دوستانش برآن مطلع می شوند در آن وقت حسنی می آید و ظهور آن حضرت را بعضی از دوستانش در آن مطلع می شوند به او خبر می دهند پس حسنی به خروج نمودن سبقت می کند پس اهل مکه بروی وی بر می خیزند و او را می کشند و سرش را به شام می فرستند پس در این حال صاحب این امر خروج می کند و خلایق با او بیعت می کنند و در این وقت شامی لشگری به مدینه می فرستد پس خدای عزّ و جلّ ایشان را در نزدیکی مکه هلاک می گرداند و در این روز کسانی از اولاد علی در مدینه می باشند هم از آنجا به مکه می گریزند و به صاحب این امر ملحق می شوند و آن حضرت به سمت عراق رو می آورد و لشگری به سمت مدینه می فرستد پس اهل آنجا که گریخته بودند خاطرجمع می شوند و به آنجا برمیگردند.» محمدبن ابراهیم در کتاب الغیبة او از ابن عقده او از محمد بن فضل و سعدان بن اسحق و احمد بن حسین بن عبدالملک و محمدبن احمد در یکجا ایشان از ابن محبوب مثل این را نقل کرده.بحارالانوار