مسجد امام محمدباقر علیه السلام
#مرور_زندگی_امام_حسین 22 پس از سیراب شدن سپاه حر؛ امام خطاب به آنها گفت: ای مردم من بخاطر نامه های
23 امام حرکت خود را ادامه دادند. در منزل قصر بنی مقاتل، عبیدالله بن حر جعفی خیمه ای برپا کرده بود. در اصل برای دور ماندن از حوادث کوفه از شهر بیرون آمده بود. امام شخصا به خیمه او رفتند و به همراهی با خود دعوتش کردند اما عبیدالله تردید کرد.🤔 به حقانیت امام اعتراف کرد و گفت می دانم هر که با شما باشد در آخرت سعادتمند است.☺️ اما به نوعی می ترسید که امام را همراهی کند و دست آخر گفت: اسبی اصیل و شمشیر🗡 خوبی دارم؛ این ها برای شما! و امام هم گفتند: اسب و شمشیرت به درد من نمی خورد؛ خودت را می خواهم!!! و از خیمه عبیدالله بیرون آمدند... بالاخره 2 محرم سال 61 هجری به کربلا رسیدند... ابن زیاد در جواب نامه ی📜 حر، نامه ای به شرح زیر برای او فرستاد: راه را بر حسین تنگ کن و او را در سرزمینی بی آب و علف نگهدار.😰 فرستاده ام مراقب توست تا نتیجه فرمان را به من خبر دهد و در صورت سرپیچی بعنوان جانشین تو فرماندهی سپاه را به عهده بگیرد! کربلا هم همین ویژگی ها را داشت. امام به اهل بیت و یاران خود فرمود، همین جا خیمه ها را بزنید...⛺️ سپس امام صحبتی کردند و همه گریان شدند...😭 خیام زنان و کودکان در وسط قرار گرفت و دورشان خیام بنی هاشم و اصحاب. جلوتر از همه هم خیمه عباس بود، علمدار سپاه حسین...🏴 در حال حاضر در کربلا محل خیمه گاه مشخص است و گنبد و سرایی درست کرده اند... ادامه دارد ... ◾️ ▪️◾️ @masjed_gram