اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
مثنوی میلاد حضرت علیاصغر علیه السّلام
وقتی به عشقِ عشق لبم باز میشود
هر لفظی از نوشتهام اِعجاز میشود
حالا قلم به رویِ ورق آمده فرود
روی لب مُقرَّبِ رب آمده درود
چشمِ ستاره خیره به گهواره مانده است
عالَم "وَ ِانیکاد" در اینباره خوانده است
لبخندِ شوق رویِ لبِ یار آمده
تکبیرِ حق به لعلِ علمدار آمده
بیبیِ آسمانیِ کربوبلایِ عشق
مَسرور شد به یُمن سُرورِ خدایِ عشق
مهتاب جلوه کرده در آغوشِ آفتاب
اَرباب زاده آمده مادر شده رباب
ارباب زاده آمد و ارباب دیدنیست
شکرخدایِ شاه خدایی شنیدنیست
ارباب زادهای که خود اربابِ عالَم است
نقش نِکوی نقشِ سلیمانِ خاتم است
طفلی که پیرِ عاشقیُ و سَرسِپُردگیست
آموزگارِ مکتبِ مردیُ و بندگیست
کوچکترین علیِ حسینیِّهیِ کمال
زیباترین نمایش ایثار و اِتّصال
لالائیاش علی علیُ و ذکرِ فاطمه
همبازیاش رقیّه و سردارِ علقمه
عادت به دستِ گرم علمگیر میکند
گریه برایِ دشتِ غم و شیر میکند
آن لحظهای که تشنه و بیتاب میشود
تا رفعِ تشنگی پدرش آب میشود
وقتی که دستوپا زَدنش میشود شدید
آقایِ ما به کربوبلا میرود ندید!!!
انگار تیرِ حرمله در گودیِ گلو....
بر رویِ دستِ شاهِ کرم میرود فُرو
رویی برایِ رفتنِ بابا به خیمه نیست
دانی که تلِّ خاکیِّ در پشتِ خیمه چیست؟!
این راه سردیِ شررِ قلبِ مادر است
راهی برای دوریِ سرنیزه از سر است
حلقومِ شیرخوارهیِ ششماههیِ شهید
چشم انتظارِ توست بیا آیهیِ امید
در انتظارِ صبحِ وصالِ تو ماندهایم
ما ندبهها به شوقِ وصالِ تو خواندهایم
✍
#حسین_ایمانی
https://eitaa.com/Madahankhomein