#شب_نهم_محرم
#حضرتابالفضل_ع
#زمزمه #تاسوعا
کنار پیکرت می نالم
اگر که می توانی عباس
گشا دو دیدگانت تا من
بگیرم از تو جانی عباس
وایلتا آه و واویلا...
دو دست تو جدا از پیکر
به چشم تو رسیده تیری
سرت سلامت ای سقایم
چرا ز مشک خود دلگیری
وایلتا آه و واویلا...
علم ز دوش تو افتاده
به پا شو گیر علم را بر دوش
ببین که دشمنم می خندد
چرا تویی برادر خاموش
وایلتا آه و واویلا...
سپاه ما که شد بی سردار
جسارت عدو شد بسیار
شدم غریب و تنها عباس
ز بعد تو ز دنیا بیزار
وایلتا آه و واویلا...
سکینه در حرم می نالد
عمو بخواهد او، نه آبی
چه گویمش به پاسخ جانا
کنون که تو چنین در خوابی
واویلتا آه و واویلا...
✍اسماعیل تقوایی
https://eitaa.com/Maddahankhomein