تقدیم به
#استاد_مهدی_امینی به بهانه روز معلم و گرامیداشت منزلت و جایگاه والای استادی در قاموسنامه عرفان
تار و پود لباست، ازجنس ردای رسالت است
لباسی را خدا بر قامت تو پسندید که شبیه ترین تار و پودها به ردای رسالت بود.
با سینه ای که رازدار علم و اشارت، با صبری از جنس صبر رسولان و با شمشیری به نام قلم، رهسپارکارزار خویش شدی و تو را «معلم» نامیدند... . دشمن لحظه های نبرد تو، از نسل سیاه ابلیس بود و نامش جهل...
تو از لحظه لحظه های هستی خویش در کام کویری دل دیگران جرعه می فشانی و یک تنه، اذهان را شخم می زنی بذر می پاشی و از صحرای لم یزرع باغ به بار می آوری
تو را باید به تقدیس صدا کرد که معیار اعتقاد و سنجش فهم و ادراک بشر هستی
اگر دست ها آیین سجده را فرا می گیرند اگر زبان ها می آموزند که چگونه به تکبیر کردگار خویش را ابراز کنند اگر ایمان نو ظهور ریشه می دواند اگر عشق در پندار جوانه می زند اگر دانش شوق شعور می شود و در سینه کبوتر وار آرزوی پرواز به هر چه بالا دست را دارد اگر تجربه ها به شعور و شور و کمال بدل می شوند همه از محضر فراگیر تو و دیگر اساتید بوده
نخستین بار خدا از نام خویش نام تو را آفرید . از رسالت برگزیدگان خویش سهم شانه های بردبارتو قرار داد فانوس شبانه روز علم را در دست هایت نهاد و تو را روشن گر جاده های هستی رقم زد.
تو ناگزیری از این خطیر بی پایانی
تو برگزیده پروردگاری فراروی آدمیان نابلد...
واژه واژه آموزه های سبز تو، آنچه از لب های دانشمند تو می ترواد و برگ برگ آنچه به دل ها می آموزی، دست های دعایی بی وقفه اند تا منزلت بلند بالای تو را نزد پروردگار والاتر کنند. پس در این مسافت دشوار صبور بمان و در جاده ها جاری شو و راه روشن کن که خداوند تو را به رستگاری نزدیک رهسپار می کند
تا تو هستی هیچ حدیث خداگونه ای ناگفته نمی ماند
بااحترام
#علی_سرابی_یاقوند