اندیشکده راهبردی فتح
#کتاب_ردپایی_در_رمل
🏴 به بهترین فصل جنوب رسیدیم. دوباره قرار شده بود بچه های دانشگاه امام حسین(ع) و دانشگاه محلاتی در تعطیلات بین ترم شان به منطقه بیایند. طبق رسمی که داشتیم که البته جزو شوخی های گروه تفحص به عنوان خوش آمد گویی در مورد تازه واردها به شمار می رفت،بچه ها کلی نقشه برای آنها ریخته بودند که در بدو ورودشان عملی کنند.
کافی بود موقعی که دورتادور اتاق نشسته بودیم وحرف می زدیم،علی آقا یا آقا سید مجید اشاره می کرد که یکی از بچه ها را خاک کنیم.بیست نفری روی سرش می ریختیم و دست وپایش را می گرفتیم و زیر خاک چالش می کردیم. آنقدر خاک رویش می ریختیم، که نمی توانست بیرون بیاید و فقط سر و پاهایش بیرون می ماندند.سرشان را هم گریس وروغن می زدیم تا کار تکمیل شود.
وقتی از زیر خاک بیرون شان می آوردیم،قیافه ی آنها دیدنی بود.چون خاک فکه رملی و نرم بود،گاها یکی از بچه ها را سوار پاکت بیل می کردیم.آن قدر بیل را بالا وپایین می چرخاندیم که سرش گیج می رفت و از ارتفاع دومتری توی رمل ها خالی می کردیم.این شوخی ها کوچکترین دلخوری در پیش نداشت.ص ۱۹۷ ✍خاطرات محمدحسن منافی 📕به اهتمام مهدی امینی ✅
کانال رسمی اندیشکده راهبردی فتح