🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸 🍀🌸🍀🌸 🌸🍀 🎬قسمت اول: ✅می‌دانید توبه‌ی انسان وقتی به درد می‌خورد که بوسیله‌ی عذاب یا غیر عذاب از دنیا نرفته باشد، و تا از دنیا نرفته است می‌تواند به طرف خدا بیاید و توبه کند. ولی این یک معجزه بود که روبیل، مومن این قوم، بماند و آنها را نصیحت کند و وادار کند که بیایند به طرف خدا و توبه‌شان به درد بخورد؛ (چون) عذاب تا بالای سرشان آمد. ✳️حتی قبل از عذاب، هشدار و مقدمه‌ی عذاب آمد، مقدمه این بود که یک باد عجیب و غریبی آمد، همه‌ی منطقه‌ی عذاب را گرفت و همه آن را دیدند، ولی هنوز آن عذاب اصلی که باید می‌آمد تا اینها را از بین ببرد نیامده بود، و اینها تقریبا صدهزار نفر جمعیت بودند، حتی تعداد جمعیت بیشتری هم گفته‌اند به حرف آن مؤمن گوش دادند، و توبه کردند و آمدند حیوانات را از بچه‌هایشان، و همین طور مادران را از بچه‌هایشان جدا کردند و همه به سروصدا و ناله درآمدند تا اینکه خداوند به ملائکه و اسرافیل دستور داد عذاب را بردارند و آنها هم عذاب را بردند به سمت کوه‌ها و اینگونه الحمدالله این قوم سالم ماندند. ✅در مورد خود حضرت یونس آمده؛ وقتی یونس بن متی (ع) پیغمبر این قوم شد عمرش سی سال بود که از طرف خدا مامور شد ولی در میان پیغمبران او را حدت می‌گرفت یعنی از بین بقیه‌ی پیغمبران، او گاهی عصبی می‌شد، و خیلی صبرش کم بود و مدارایش با مردم کم بود. بر خلاف پیغمبر اسلام (ص) که خودش فرمود: هیچ پیغمبری مثل من (اذیت) قومش را تحمل نکرد. پیغمبر اسلام این همه اذیت تحمل کرد ولی قومش را یک نفرین نکرد. ابوجهل شکمبه‌ی شتر را در حال سجود روی سر پیغمبر می‌اندازد، یک همچنین رفتارها و اذیت‌ها پیامبر اسلام را می‌کردند، پیشانی‌اش را شکستند و… .ولی (ایشان) نیامد مثل حضرت یونس برای قومش طلب عذاب کند یا نفرین کند. لذا رفتن به شکم ماهی برای حضرت یونس یک تنبیه بود. ✅نکته مهم دیگر که می توان از داستان حضرت یونس برداشت کنیم؛ اینکه چقدر خداوند ارحم الرحمین است. از مهربانی مادر به فرزندش، خداوند مهربان‌تر است. این از مهربانی خدا بود که دستور داد عذاب بر طرف شود تا اینها معذب نشوند. ما یک همچنین خدایی داریم. ما چقدر درباره‌ی مهربانی خدا فکر کرده‌ایم؟؟؟ 🍃فاستجبنا له؛ اجابت کردیم. این هم مهربانی خدا را نشان می‌دهد .🍃 ✳️درست است که پیغمبرش را تنبیه کرد ولی باز پیغمبرش را از شکم ماهی بیرون آورد و قومش را هم از عذاب نجات داد. در مورد بازگشت حضرت یونس به سوی قومش. 📙 از امام باقر (علیه السلام) روایت شده که فرمود: "رجع یونس الی قومه فاخبرهم ان الله اوحی الیه انه منزل العذاب علیکم یوم الاربعا فی شوال فی وسط الشهر بعد طلوع الشمس". البته این رجوع یونس به قومش زمانی است که با طلموخا، وقتی از قومش دور شدند خداوند فرمود: "برو به اینها خبر بده که روز چهارشنبه پانزدهم ماه شوال بعد از طلوع آفتاب این عذاب خواهد آمد." ولی تکذیب کردند چون ایمان نیاورده بودند و حضرت را از آن✳️ قریه بیرون کردند. وقتی حضرت یونس به روبیل گفته بودند که یک همچنین عذابی هست، روبیل گفت: با ما همینجا باش اینها هدایت می‌شوند. ولی یونس گوش نداد و با طلمیخا بیرون رفت.  عذاب که رفع شد هم طلمیخا و هم یونس (ع) گفتند که ما چگونه برگردیم؟ ✳️چون ما گفته بودیم عذاب می‌آید و از خدا مطالبه‌ی آن را داشتیم ولی حرف روبیل پیش رفته بود. (روبیل) به آنها (قوم یونس) گفته بود از خداوند بخواهید و آنها هم خواستند و خدا هم صداقت آنها را دید. رفعوا الی السماء رؤسهم؛ یعنی سرهایشان را بلند کردند به سوی آسمان، البته این وقتی بود که  طوفان زرد رنگی را که از طرف مشرق آمده بود اینها کاملا احساس کردند و استغفار کردند. ادامه دارد........ 🍃اللهم عجل لولیک الفرج🍃 @Mawud12