📕📘📗📙📒📕
💠 بخشش(۲)
#داستان_بیست_وچهارم
#مالک_زمان
راوی: سردار احمد همزه ای
🔹 خواهرم گفت: اما خیلی شبیه است، اصلاً چطور است از خودش بپرسیم. پلاستیک را روی میز گذاشتیم و به سمت ماشین رفتیم، در راه ماشین، دست خواهرم را گرفتم و گفتم: با این وضع حجاب می خواهی پیش او بروی، روسریات را جلو بکش، شاید واقعاً خودش باشد، حجابمان را درست کردیم و کنار ماشین ایستاده ایم و با انگشت به شیشه ماشین زدیم، سردار سرش را بالا آورد و شیشه ماشین را پایین داد.
🌾🌾🌾🌾
🔸آب دهانم را با استرس قورت دادم و گفتم شما
#سردار_سلیمانی هستید؟ لبخندی زد و گفت: علیک سلام، بله من سلیمانی هستم، از تعجب و شوق هر دو دستمان را روی دهان گذاشتیم.
بعد از کمی مکث از سردار چیزی به عنوان یادگاری خواستیم، سردار تسبیحی از جیبش درآورد و به من داد.
🍂🍂🍂🍂
🔹از ایشان خداحافظی کردیم و کمی آن طرفتر سر تسبیح دعوا شد، سمانه میگفت برای منه، من هم به اون نمیدادم.
سردار دوباره شیشه را پایین کشید و گفت بیایید این انگشتر را هم بگیرید تا دعوایتان نشود، رفتیم سمتشان و انگشتر را هم گرفتیم. انگشتر برای من شد و تسبیح برای خواهرم، از سردار دلها خداحافظی کردیم و به میوه فروشی برگشتیم، چه رزقی خداوند نصیبمان کرد.
🍁🍁🍁🍁
🔸مولای متقیان علی علیه السلام در نامهاش به مالک اشتر می فرمایند: فَإِنَّ الْعُمْرَانَ مُحْتَمِلٌ مَا حَمَّلْتَهُ؛ وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاَْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا، وَإِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لاِِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَةِ عَلَى الْجَمْعِ، وَسُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ، وَقِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَرِ.
🌾🌾🌾🌾
🔹برای مملکت آباد آنچه را بخواهی مردم انجام می دهند و تحملش را دارند، علت خرابی بلاد، تنگدستی مردم آن است و فقر و نداری آنان ناشی از زراندوزی والیان، بدگمانی به بقای حکومت و بهره گرفتن از عبرتها و پندهاست.
💠جمعه ها ساعت ۲۱ همراه با
#مسابقه و
#جایزه
🔹بهرهبرداری از این مطالب با ذکر منبع
@Mehremaandegar بلامانع است.
#مالک_زمان
#داستان_کوتاه
#سردار_سلیمانی
#حاج_قاسم
#اوقاف_کاشمر
#مهر_ماندگار
@Mehremaandegar