برای بالا رفتن مشارکت، نهادهای مختلف کشور مأموریت دارند؛ هم دولت به صورت جامع و هم وزارت کشور هم به صورت خاص. همچنین شورای محترم نگهبان و دستگاههای نظارتی و … میتوانند بسیار مؤثر باشند در اینکه مردم احساس کنند یک انتخابات آزاد رقابتی قدرتمند پیش رو دارند و باید گفت اینجا مسئله اجرای دقیق قانون، بسیار مهم است.
آقایان محترم شورای نگهبان برای رسیدگی به صلاحیتها ۳ واژه دارند یک میگویند احراز صلاحیت، دوم میگویند احراز عدم صلاحیت، سوم میگویند عدم احراز صلاحیت یعنی میگویند افرادی را ناصالح نمیدانند ولی صلاحیت او را هم احراز نکردیم. در حالی که من معتقدم در اینجا باید شورای نگهبان کمی با سعهصدر برخورد کند.
اگر واقعاً سند و مدرکی علیه فردی هست به آن تکیه شود و گرنه در زمان انتخابات طومارهای زیادی علیه افراد نوشته میشود، شایعههای زیادی درست کنند و نامههای مردمی هم به دستگاههای نظارتی مینویسند که عموماً این موضوع به خاطر رقابتهای غیر ضروری سیاسی است و این اسناد عموماً اصالت ندارد.
درباره پیش بینی از آمار مشارکت؛ ببینید به عملکرد شورای نگهبان و وزارت کشور بستگی دارد. همچنین رسانه ملی میتواند در این کار مفید باشد تا آدمهای صاحب نظر مختلف را به رسانه ملی بیاورد، میزگرد بگذارد، مباحثه و مناظره بگذارد و جریانات مختلف سیاسی در برنامهها شرکت بکنند.
همینطور احزاب و فعالان سیاسی و گروههای سیاسی میتوانند نقش داشته باشند و لازم است همه گروههای سیاسی و حتی آنهایی که منسوب به اصلاح طلبی هستند بیایند پای صندوقهای رأی تا رقابت پای صندوقهای رأی شکل بگیرد وگرنه در پای خیابانها رقابت نیست، بلکه جنگ است.
طبیعی است که نتیجه انتخابات هم برایمان مهم است و دوست داریم که اکثریت آن در مجلس دوازدهم در اختیار جریان اصولگرایی باشد، اما حتماً اگر یک اقلیت اصلاح طلب قدرتمند در مجلس داشته باشیم آنرا میپسندیم و قبول داریم و دوست داریم که این اتفاق بیفتد.
بنده با تجربه ۲۸ ساله که در مجلس داشتم، اگر در مسائل دیگر نتوانم اظهار نظر کنم در خصوص مجلس میتوانم بگویم و شهادت میدهم در آن مجالسی که یک اقلیت قدرتمند در برابرمان بود بهتر میتوانستیم مدیریت کنیم، چون با رقیب بهتر میتوان کار و رشد کرد.