✳️
گزیدههایی از خاطرات جالب حاج شیخ یحیی عابدی زنجانی (متولّد ۱۳۱۰ ه ش)
🔹 «عموی بنده، حاج شیخ زین العابدین - [که] عابدی انتساب به ایشان است - ، ایشان ۱۳۴۸ ق درگذشت (مادّهتاریخ = مغفور ایزد)، و یکی از مجتهدان بزرگ زنجان بود.
🔸 دو شاگرد عمو را من دیدم: یکی سیّد احمد زنجانی - پدر آقای شبیری زنجانی - و دیگری میرزا باقر زنجانی که در نجف بود و به من گفت: من از زنجان که به نجف آمدم، دو دوره درس مرحوم نائینی رفتم و فقط در دو مورد، رأی من عوض شد؛ هرچه داشتم از زنجان آوردم و علم من از عموی شما بود!
🔹 آقای شبیری میگفت: سه نفر در نجف همحجره بودند. شیخ زینالعابدین زنجانی، میرزا ابوالقاسم قمی و حاجآقا حسین قمی. هر سه روی هم تأثیر گذاشتند.
هر سه، در طهارت وسواسی و در فتوا خیلی الأحوط الأحوط دارند.
🔸 ... وقتی من به قم آمدم، آقای بروجردی به قم آمده بود و قیافهٔ لری داشت. ریش حناییرنگ با عمامهٔ کبودرنگِ کرباس، که ناخنها را هم حنا میبست. بعد از فوت سیّد ابوالحسن، چهرهٔ ایشان عوض شد.
🔹 ... آقای واعظزاده درس آقای بروجردی را نوشته بود و به آقای بروجردی داد، که ایشان روی منبر یاد کرد و تشویق کرد. من هم نوشته بودم و دادم که ایشان نگاه کرد. ایشان روی منبر بدون ذکر نام گفت:
یکی از آقایان درس ما را با خطّ خوب نوشته، البته در مطالب اشتباهاتی دارد! من به وسیلهٔ ایشان معمم شدم. پول عمامه و لباس را هم داد.
🔸 ... پنج سال درس آقای بروجردی رفتم و ایشان زنده بود که من به نجف رفتم. آقایان خوانساری و حجّت و صدر به تدریج درگذشتند و با درگذشت آنها، آقای بروجردی مرجع مطلق شد.
اگر آقای حجّت زنده بود، بسیاری ایشان را به آقای بروجردی ترجیح میدادند.
🔹 ... من اجازهٔ اجتهاد از سیّد عبدالهادی شیرازی داشتم. در تهران آن را آقایان بهبهانی (با تأیید اجازهٔ سیّد عبدالهادی با تعبیرِ:
ذلک الکتاب لا ریب فیه!) و کاشانی (اجازهٔ مستقل نوشت) تأیید کردند و اجازهٔ تصدیق مدرّسی گرفتم ... .»
📚 (به نقل از: رسول جعفریان؛
عاشقی در سیر طریق (گزارش سفر عمرهٔ شعبان ۱۴۳۰- ۱۳۸۸)، در:
historylib.com)
کانال چراغ مطالعه