✅ میازار موری که دانه کِش است!
مرحوم آیت الله حاج آقا رحیم ارباب میفرمودند:
یکی از طلاب به نام آقا سیّد عبّاس، گهگاهی با پایِ خود مورچههایِ اطرافِ حجره خود را لگد مال میکرد! به او گفتم:
چرا این جاندران را از بین میبری و نابود میکنی؟ گفت:
آنها مزاحمِ سُفره قند من هستند. گفتم:
در اطراف سفره قند، نخ تعبیه شده است، میتوانی آن را در جای دیگری آویزان کنی که مورچهها به آن دسترسی پیدا نکنند. گفت:
من از لگد مال کردنِ مورچهها لذت میبرم!
مدتی نگذشت سیّد عبّاس به پا دردِ سختی مبتلا شد و هر چه بیشتر به معالجه و درمان پرداخت، کمتر نتیجه گرفت و سرانجام همان پا درد، او را از پای درآورد.
سیره فرزانگان، عبدالحسن بزرگمهرنیا، نشر سامان دانش، به نقل از:
گردش ایام- خاطرات مرحوم دکتر خلیل رفاهی- ص۲۱۹، نشر مانی.