#خاطره
[روایتۍازطُ💛]
پدرشھید:↯♥
بادانشجوھامۍرفـتندڪوه،
منبابڪرومۍرسونـدم،
همینخیابـانچمران،باچھارتا اتوبوسحرڪتمۍڪردند..،
دختروپسرهمہدانـشجو،بابڪبا اونھامۍرفت..،
فڪرمۍڪنیدموقعۍکہزماناذان مۍشد،اصلامۍذاشتکہ
دانشجوهامتوجہبشنکہبابڪ
مۍخوادچہبڪنہ..،
براساسگفتہےخوددانشجویـان دارمعرضمۍڪنمخدمتشما،
تنھاوانشجویۍکہمۍرفتسجاده راپھنمۍڪردنمازشرامیخونـد.. عبادتـشروهممۍکرد،قرآنشرو هممۍخوند،بعدامۍاومدوبہ دانشجویـانملحقمۍشد..،
یعنۍباعمـلشمۍخواستبگہکہ آقااینراهراهیستکہمنانتخاب ڪردم..
توۍتمامۍبخشهابابڪچنین رفتارۍراداشت،چنینخصوصـیاتۍ راداشت؛چہدرزندگۍخصوصـیَش،
چہدرزندگۍاجـتماعیش،
چهدرزندگۍتحصیـلیش،
چہدرزندگۍورزشیَش،
تمامطاعتقـاداتشروداشتوسر همیناعتقاداتشهمبہخداپـیوست..،
#رفیقشھیدم🎈
#شھیدبابڪنورۍ✨
🎈🎈🎈🎈🎈🎈🎈