💎نكات مهدوی💎
🌀یهودیان از موعودگرایی بیشتر سود بردند یا شیعیان؟
هرآنکس که قوم یهود را در مسیر رساندن به ارض مقدس مساعدت کند، نقش منجی و ماشیح را برای قوم یهود دارد؛
هرچند او فردی (مثل یفتاح جلعادی) پاکسرشت نباشد؛
یا این که مثل کورش، حتی از آیین غیر یهود باشد.
این انتظار عظیم؛
هرچند در ابتدای امر بهصورت احیای سیاسی سلطنت واژگون شده بنیاسرائیل فهم میشد؛ بعدها وجود یک منجی احیاگر (در کنار انتظار احیای قوم) مورد تأکید قرار گرفت. [1]
درمجموع، موعود یهودی، موعودی است شخصی؛ اما نامتعین (نوعی). ماشیح یهودی، اگرچه به سان مسیحای عیسوی، پسر خدا و جنبه ای از او تلقی نمی شود؛ انسانی کاملاً معمولی نیز نیست؛ او مسح شده خداوند و دارای قدرت و موهبتی الاهی است. این موعود، باوری رو به گذشته دارد و درصدد احیای پادشاهی داوود و سلیمان و سروری پیشین یهود است. [2]
اما سؤال اصلی این است که آیا این آموزه در آیین یهود، امری صرفاً اعتقادی بوده و کارکردی در عرصه اجتماعی برای آن متصور نیست؟
یا این که بسته به افراد و زمانه، باور داشت موعود همواره دارای فواید و کارکردی در عرصههای اجتماعی برای یهودیان بوده است؟
◽️شریعت گرایی:
بدیهی است هر آیین و مذهبی خود را حق و دستورات دینی خود را تنها راه رسیدن به معنویت و تکامل اجتماعی می داند و بر همین باوراست که همواره از پیروان خود، عمل به دستوارت دینی را خواستار شده،
عمل به شریعت خویش را شرط اصلی نجات و سعادت واقعی پیروان خود می داند؛
اما برای تحقق عمل به شریعت، راهها و مکانیسمهایی در ادیان تعبیهشده، مثل توجه به معاد و نوید ثواب و عقاب.
با این نگاه، می توان از موعودباوری در کنار این باورها بهعنوان اهرمی برای «شریعت گرایی» نام برد و آیین یهود با طرح اندیشه منجی و موعود، یهودیان را به سمت شریعت سوق داده و توجه آنان را به دین یهود معطوف کرده است.
در واقع، باور به ماشیح موجب شده تا یهودیان بیش از پیش به شریعت موسوی توجه کنند و بعد از عمل به فرامین و دستورات دینی، به ماشیح باور داشتهباشند.
👈در کلامی مختصر: باورداشت ماشیح موجب شد یهودیان رهیافت نجات را بعد از شریعت گرایی معنی کنند.
ادامه دارد...
▪️پی نوشت ها:
[1] ادیان زنده جهان، ا.هیوم، رابرت، ص 293
[2]گونه شناسی اندیشه منجی موعود در یهودیت، اسدالله آژیر ، ص 218
#نكات_مهدوی
#آموزش_مهدوی
@Montazeranezohour