نکته تفسیری صفحه ۵۶۸:
گوشهای شنوا:
جهان هستی پر از نشانه های خدا و پدیده های عبرت آموز است. مخلوقات خدا در آسمانها و زمین، همگی دفتر خداشناسی هستند. حوادث تاریخی نیز پندآموز و عبرت انگیز است. این نشانه ها، در اختیار انسان ها قرار دارد و همگان می توانند از آنها بهره ببرند؛ درست مانند آیات نورانی قرآن که پیامبر خدا برای تمامی جهانیان خوانده و در اختیار همه ی مردم دنیا قرار داده است؛ همچون قطرات زندگی بخش باران که بدون تبعیض، به تمام نقاط یک سرزمین می بارد؛ امّا همانطور که تمام نقاط یک سرزمین به یک اندازه از باران بهره نمی برند، مردم نیز به یک اندازه از نشانه های خدا و آیات قرآن استفاده نمی کنند؛ زیرا مهم ترین شرط برای بهره بردن از آن، کنار گذاشتن هر گونه تعصّب و لجاجت، و باز کردن پنجره ی قلب برای تابش خورشید حقیقت به دل و جان است، و تا زمانی که انسان، خود را از اسارت تعصّب های بی جا و هواپرستی و شهوت رانی رها نکند، از نشانه های خدا و آیات قرآن بهره ای نخواهد برد. آیه ی مورد بحث، به همین نکته ی ظریف اشاره کرده، می فرماید: «تعیها اذنٌ واعیه»؛ یعنی کسانی از نشانه های خدا بهره می برند و آن را در دل جای می دهند که برای شنیدن آن، «گوش شنوا» داشته باشند.
آری، کسانی که ـ به قول معروف ـ «از یک گوش می شنوند و از گوش دیگر بیرون می افکنند»، با شنیدن قرآن هیچ اثری در وجود خود حس نمی کنند. در آیه ی 16 سوره ی محمد صلوات الله علیه می خوانیم:
«برخی از آنها به [قرآن خواندن] تو گوش می کنند؛ پس هنگامی که از نزد تو بیرون می روند، به کسانی که خدا به آنان علم و دانش عطا کرده، می گویند: هم اکنون او چه گفت؟! آنها کسانی هستند که خدا [به سبب لجاجت و هواپرستی شان] بر دلهایشان مهر نهاده [تا چیزی از حقایق قرآن را نفهمند] و [کسانی هستند که] از هوا و هوس خود پیروی می کنند.»
از سوی دیگر، هر چه انسان از قید و بند هواپرستی آزادتر و در جستوجوی حقیقت کوشاتر باشد، استفاده اش از قرآن بیشتر می شود و مفاهیم زندگی بخش قرآن را بیشتر در دل خود حفظ می کند. در روایات فراوانی که در توضیح آیه ی مورد بحث نقل شده، می خوانیم که امام علی علیه السلام ، روشن ترین نمونه ی کسانی است که برای شنیدن آیات قرآن گوش شنوا داشته اند، و سینه اش، جایگاه علوم و معارف قرآن کریم بوده است[1]. در حدیثی از خود آن امام می خوانیم: «هیچ آیه ای از قرآن بر پیامبر صلوات الله علیه نازل نشد مگر اینکه آن را برای من می خواند و می گفت تا آن را بنویسم، و من آن را با خط خودم می نوشتم. پیامبر، تأویل، تفسیر، ناسخ، منسوخ، محکم، متشابه، خاص و عام قرآن [علوم و معارف گوناگون قرآن کریم] را به من آموخت و از خدا خواست که توفیق فهم و حفظ آن را به من عنایت فرماید. به همین جهت، از آن زمان که پیامبر آن دعا را فرمود، من هیچ آیه ای از کتاب خدا و هیچ مطلبی را که برایم توضیح داده و من آن را نوشته ام، فراموش نکرده ام.»[2]
[1] - ر.ک به تفاسیر المیزان و نمونه، ذیل آیة مورد بحث
[2] - الکافی، ج1، ص64
#تلاوتروزانهیکصفحهقرآن🕊👇
#منتظران_حضرت_مهدی_عجل_الله_تعالی_فرج_الشریف
#تک_تک_اعمالمون_به_نیت_سلامتی_و_ظهور_امام_زمانمون_
@Montazranmahdi_313