📌به درخواست کودک سوری برای کمک به مادرش با احتیاط وارد حیاط منزلشان شدم، مادر آن کودک خود را از داخل ساختمان به داخل حیاط رسانده و اکنون بیهوش روی زمین قرار گرفته هنوز من متوجه آن نشده بودم این مادر باردار است و نوزاد در حال به دنیا آمدن، کاملاً شوکه شدم تاکنون با چنین صحنهای روبرو نشده بودم داخل کوچه رفتم تا شاید در همسایگی آنها کسی باشد اما متأسفانه کسی جواب نمیداد یا اینکه حضور نداشتند
از نیروی سوری خواستم که وارد حیاط شود آن زن را روی پتو گذاشتیم و با سختی بسیار در قسمت بار تویوتا او را سوار کردیم.
🔻«قسمتی از این اتفاق بنا به دلایل اخلاقی و احترام گذاشتن به آن خانواده سوری از گفتنش معذوریم»
🔺با عنایت«حضرت زینب(س)»
نوزاد به دنیا آمد دلیلش را نمیدانم بلافاصله شروع کردم به اذان گفتن و به
«اشهد ان علی ولی الله»
که رسید شروع کردم به اشک ریختن و اشکهایی که هیچ جوره بند نمیآمد
حال مادر اصلاً خوب نیست سریع ماشین را روشن کردیم و به سمت دیرالزور حرکت کردم به اولین ایست بازرسی که رسیدیم متوجه آمبولانسی شدم که از روبرو به سمت ما میآمد با علامت دادن آمبولانس ایستاد، سریع مادر را داخل آمبولانس گذاشتیم و نوزاد را داخل پتو تحویل آنها دادیم تا به بیمارستان شهر دیرالزور انتقال بدهند...
#روایت_مدافعان_حرم
#شورای_راهبردی_نهضت
☫ به نهضت سواد رسانه ای بپیوندید🌹
https://eitaa.com/NhztSavadResani