🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸 🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃 🌸🍃🌸🍃🌸 🍃🌸🍃 🌸 ❤️ 🍀 سرشو ڪمے خاروند و گفت:"چی؟! آره بسے خوب بود و مقوے طور!" ابرومو بالا انداختم و گفتم:"خوبہ!" دوباره نگاهم ڪرد و گفت:"هنوزم نمیخواے بدونے ڪجا میریم دیگہ؟!" ابرومو بالا انداختم و در حالے ڪہ مخم از فضولے داشت منفجر میشد گفتم:"نع!" اونم ابروشو بالا انداخت و گفت:"باشہ..! من دیگہ نمیگم!" گارسون دوباره سر میزمون اومد و گفت:"سلام امیدوارم تا اینجا از غذاتون لذت برده باشید؛سفارش دیگہ اے ندارید؟!" ڪمے گلومو صاف ڪردم و گفتم:"آقا لطفا ے پارچ دوغ سنتے با نعناع برامون بیارید!" هم گارسون و هم افشین با تعجب بہ من و میز غذا و عدم ربط عجیب و غریب غذاهایی ڪہ روے میز بود با یڪ پارچ دوغ سنتے با نعناع زل زل نگاه میڪردن ڪہ گفتم:"ندارید؟!" گارسونہ یڪدفعہ بہ خودش اومد و گفت:"عذر میخوام بله سفارشتون ثبت شد!" بعد از رفتنش لبخند پیروز مندانه ای زدم و فقط بہ افشین نگاه ڪردم! با تعجب گفت:"میخواے با این غذا دوغ بخورے؟!" چشمام رو گشاد ڪردم و گفتم:"بلہ!اصلا غذاست و دوغش! اشڪال داره؟!" لبخند پہنے تحویلم داد و گفت:"نہ!!چہ اشڪالے نوش جان!" 🍁به قلم بانو ح.جیم♡ 💠@Patoghemahdaviyoon 🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃🌸🍃