كودكان شهر به سمتش كلوخ‌هاى خاردار پرت می‌كردند. ايستاد بچه‌ها را صدا زد كلوخ‌ها را با آرامى در دامانش جمع كرد و گفت : اگر خواستيد باز هم بزنيد، همين ها را بزنيد؛ مبادا دستتان دوباره زخمى شود... :)❤️ 💕 📡 @Rastegaran_313