📃خاطره +گفتم: دارم‌ از استرس‌ میمیرم😞 گفت‌: یہ ‌ذڪر بهت‌ میگم‌ هر بار گیر ڪردی ‌بگو، من ‌خیلی ‌قبولش ‌دارم گره‌ی‌ڪار ِ‌منم‌ همین ‌باز ڪرد💔 (آخہ ‌خودشم‌ بہ‌ سختے ‌اجازه‌ی ‌خروج ‌گرفت) گفتم: باشہ ‌داداش ‌بگو. گفت: تسبیح📿 ‌داری؟ گفتم: آره. گفت: بگو "الهے ‌بالرقیہ ‌سلام ‌الله ‌علیها"🌱 حتمـاسه‌سالہ‌‌ی‌ارباب‌نظرمیکنہ،منتظرتم و قطع‌ کردم‌چشممو بستم‌‌ شروع‌ ڪردم: الهی ‌بالرقیہ ‌سلام‌الله‌علیها الهی ‌بالرقیہ‌ سلام‌الله‌علیها... ۱۰تا‌ نگفتم ‌ڪه ‌‌یهو گفتن: این‌پنج‌نفرآخرین‌لیستہ،بقیہ‌اش‌فردا!!! توجہ‌ نکردم‌ همینجور ‌ذکر میگفتم کہ ‌یهو اسمم ‌رو خوندن، بغضم ‌ترڪید با گریہ ‌رفتم‌ سمت ‌خونہ حاضر‌شم... وقتے حسین رو دیدم ‌گفتم: درست‌شد😭،اشڪ ‌تو چشمش ‌حلقہ ‌زد‌ و گفت: "الهی ‌بالرقیہ‌ سلام‌ الله ‌علیها"...🦋🌱 🥀🕊 ✨✨✨✨✨✨✨✨ 🍃ولادت: ۶/ ۱/ ۱۳۷۳ 🍂شهادت: ۴/ ۱/ ۱۳۹۶ ✨✨✨✨✨✨✨✨ 🏴رستگار باشید👇 📡 @Rastegaran_313