🌹 ما رو بردن یه مدرسه. من شروع کردم به داد و بیداد که منو چرا آوردید اینجا؟ من این همه پول ندادم که منو بیارید مدرسه 😡 آقای حسینی : خانم معروفی خواهر من چه خبرتونه؟ چه مشکلی پیش اومده خواهر من؟ -جناب اخوی ببین من این همه پول ندادم بیام مدرسه بخوابم +خواهرمن شما مهمون شهدا هستید به والله محل اسکان همه کاروان راهیان نور مدارس هستن. 😏-شهید؟؟ جدیدا اسم مرده شده 🌷ـشهید، مسخره کردید خودتونو. به چشم خودم دیدم اشک تو چشمای آقای حسینی جمع شد و با بغض گفت : 😭از حرفاتون پشیمون میشید به زودی... 🍃اونشب ما ۱۵ نفر باهم رفتیم تو یه کلاس، بازم غرق گناه بودیم غافل از اینکه فردا چه خواهد شد. اتفاقی که کل زندگی ما ۱۵ نفر تغییر میده ☀️فردا ۵ صبح آماده حرکت به سمت اروند رود شدیم و راه افتادیم.... ادامه دارد... ✅اسم های موجود در این مجموعه مستعار است.اما روایت واقعی هست.. 🦋👇🏻🦋👇🏻🦋👇🏻🦋 با ما همراه باشید در کانال رفیق شهیدم