هو الحکیم (3) حکمت چيست؟ در فایلهای قبل ارزش و فضیلت حکمت بیان شد حکمت یکی از صفات الهی و حکیم یکی از نامهای اوست پس دعوت به حکمت یعنی متصف شدن به یکی از صفات الهی پس باید آن را بشناسیم تا بتوانیم در مقام تحصیلش برآییم واژه حكمت، چنان كه در فرهنگنامه ها به معناى رسيدن به حقيقت به وسيله علم و عقل است. علامه طباطبايى درباره معناى واژه حكمت مىگويد: حكمت نوعى از محكم كارى يا كار محكمى كه سستى و رخنهاى در آن راه ندارد و غالبا در معلومات عقلى واقعى كه ابدا قابل بطلان و كذب نيست استعمال مىشود، (علامه طباطبايى، تفسير الميزان، ج 3، ص 395). علامه طبرسى گويد: حكمت آن است كه تو را بر امر حق كه باطلى در آن نيست واقف كند، (طبرسى، مجمع البيان، ج 2، ص 155، نشر بيروت، مؤسسه اعلمى) بنابراين مىتوان گفت مفهوم حكمت يعنى يافتن حقيقت و آنچه كه مطابق با واقع است. 2- واژه حكمت در قرآن حدود بيست بار به كار رفته و در بيشتر موارد با كتاب توأم است. در بعضى آيات به تكاليف نيز حكمت گفته شده است مانند آيه 39 اسراء و آيه 34 احزاب و آيه 63 زخرف و همچنين در آيه 12 سوره لقمان به شكر الهى نمودن نيز حكمت اطلاق شده است. شايد علت اطلاق حكمت بر تكاليف بدان جهت باشد كه رعايت آنها سبب حكمتاند و سبب اطلاق آن بر شكر، به اين لحاظ باشد كه شكر نتيجه حكمت مىباشد، (قرشى، سيد علىاكبر، قاموس قرآن، ج 2، ص 160،نشر دارالكتب الاسلاميه). 3- منظور از حكمتى كه در قرآن به كار رفته، مجموعه علوم و معارفى است كه انسان را به حقيقت رهنمون مىشود به طورى كه هيچ شك و ابهامى در آن نماند. زيرا مجموعه عقايد و آموزههايى كه قرآن بيانگر آنها است، همه با مقتضاى فطرت بشر همسو است ازاينرو، دين با واقعيت و حقيقت مطابقت دارد، اصول و قواعدى كه با دين آمده، در واقع حکمت اند پيامبر مأمور است اين حكمت را، به مردم بياموزد،(ترجمه الميزان، ج 12، ص 571). 4- برخى نيز مىگويند: با مراجعه به اصل معناى حكمت مىتوان به دست آورد كه حكمت يك حالت و خصيصه درك و تشخيص است كه شخص به وسيله آن مىتواند واقعيت را درك كند و مانع از فساد شود و كار را متقن و محكم انجام دهد، بنابراين حكمت نوعى حالت نفسانى و صفت روحى است نه شىء خارجى، بلكه شىء محكم خارجى از نتايج حكمت است، (قاموس قرآن، ج 2، ص 163). خلاصه، چنان كه بيان شد، حكمت در زبان قرآن عبارت است از علم و معرفت داشتن به مجموعه اصولى كه موافق با فطرت انسانى و مطابق با واقع هستند. اما حكمتى كه در علوم بشرى از آن ياد مىشود در مقابل علوم تجربى به كار رفته و بيشتر مباحث نظرى و عقلى صرف را شامل مىشود. ازاينرو به نظر مىرسد شباهت اين دو فقط در عقلى و نظرى بودن باشد و لكن در دو جهت تفاوت دارند يكى اين كه تمامى حكمت قرآن موافق با مقتضاى فطرت است و ديگر اين كه با واقع مطابقت دارد، (ترجمه الميزان، ج 19، ص543). در كافي از حضرت صادق (ع ) روايتي در ذيل آيه 269, بقره «يؤتي الحكمه من يشاء و من يؤت الحكمه فقد اوتي خيرا" كثيرا» نقل شده كه حضرت فرمود: مراد از حكمت در اين آيه اطاعت خداوند و معرفت و شناختن امام است و اين روايت را عياشي در تفسير خود و برقي در محاسن ذكر نموده اند و نيز به نقل ديگري از امام صادق (ع ) آمده است كه حضرت فرمود: حكمت روشني و چراغ معرفت است و سبب پرهيزكاري است و نتيجه درستي است و اگر بگوييم خداوند نعمتي بزرگ تر و بهتر و بالاتر از نعمت حكمت به بندگانش عطا نفرموده همانا راست گفتيم ..... لقمان حکيم از آن جهت حکيم بود و به آن حکيم گفته مي شد که حقايق ناب مطابق با واقع در ابعاد مختلف اعتقادي، اخلاقي، عملي، با جان او عجين و در عملش متبلور بود. (تفسير الميزان ج2، آيه 269 بقره) حکمت به معنای علوم عقلی و فلسفی: تعريفي که معمولاً حکماي ما از حکمت کرده اند این است که حکمت علم به حقايق اشياء به قدر طاقت بشر است معمولا علوم عقلی را در برابر علوم تجربی حکمت مینامند لذا ملا صدرا کتاب عظیم خود را حکمت متعالیه نام نهاد ولی در این مقاله این علم مدنظر نیست مگر از باب تناسب ولی مقصود اصلی نیست مگر اینکه بتواند از طریق برهان انسان را به درک حقایق نائل کند البته در بسیاری از موارد اینگونه است. حاصل: با توجه به آنچه بیان شد حکمت حقیقتی است که دارای مصادیق متفاوت است 1.سخن حق و برهان 2.دستورالعمل جهت نیل به سعادت 3.عمل متناسب با واقع بدون خلل و آسیب 4.مقام و مرتبه ای که در تشخیص حقایق و باور و عمل به آن خطا نداشته باشد لذا کسی به صفت حکیم متصف میشود که دارای مقام حکمت باشد وگرنه دانستن یک یا چند حقیقت و حتی عمل به ‌ آن به نحو جزئی حکمت است ولی عنوان حکیم بر آن صدق نمی کند پس حکیم کسی است که به راهکارهای وصول به کمال مناسب هر شی را بداند و توانایی تحقق آن را داشته باشد منبع: پرسمان با تغییر و اضافات چهارم تیر 97 سی کمال الدین عمادی