من چرا باید رد شوم؟ به چه گناهی؟ آیا به سزای ایستادگی پای ارزش ها و آرمانهای انقلاب؟!
آیا به سزای تلاش برای نشان دادن کارامدی شعارهای انقلاب، خدمت به مردم و به سزای سر دست گرفتن شعائر؟!
کسانی که می خواهند مرا رد کنند، خودشان جواب ملت را بدهند.
آیا از من انتظار دارند به خاطر رد صلاحیت خودم، برای آنها هورا بکشم؟
همانطور که در صحبت های روز ثبت نام گفتم، برای اجابت خواست میلیونی مردم آمدم.
هیچ انگیزه شخصی نداشته و ندارم اما نمی توانستم به این همه محبت مردم ناسپاسی کنم، نمی توانستم در وقت کمک طلبیدن مردم، دست رد به سینه آنها بزنم، نمی توانستم به هشدارها، تذکرات و اخطارهای آنها از وضع مملکت بی اعتنا باشم.
من آمدم تا به عهدی که با خدا، پیامبر(ص)، امام زمان(ع)، انقلاب و مردم دارم وفا کنم.
بنده رفیق نیمه راه مردم نیستم که در میانه راه عهد خودم را بشکنم.
اگر نمی آمدم خلاف مردانگی بود ولی حالا برگشتن از میانه راه، یک ناجوانمردی آشکار و بزرگ است.
این از احمدی نژاد به دور است که مردم را در میانه راه تنها بگذارد.
همانطور که در صحبت های روز ثبت نام گفتم، تا آخر پای کار مردم و انقلاب هستم و ذره ای از آن کوتاه نخواهم آمد و همانطور که به آنها قول دادم، در صورت رد صلاحیت از هیچ نامزدی حمایت نخواهم کرد و تا پای جان خواهم ایستاد و دلیل رد صلاحیت و مسئولیت عواقب آن را از عوامل رد صلاحیت، آشکارا و علنی مطالبه خواهم کرد.
من همانطور که روز ثبت نام گفتم تجمعات و حرکت های اعتراضی را به خاطر رد صلاحیت تایید نمی کنم.
بارها پس از آن سخنرانی نیز این مطلب را صراحتا گفته ام و بازهم خواهم گفت.
اما عاملان رد صلاحیت بدانند که این نحوه برخورد با مردم، عاقبتی جز مقابله مردم با آنان نخواهد داشت.
چنانکه با نگرانی روز افزون، خطر خیزش گرسنگان را هر روز بیش از دیروز حس می کنم و دلم می سوزد که نظام و انقلاب که خون صدها هزار نفر به پایش ریخته شده، به آسانی و به این ارزانی به خاطر جهالت و یا بی مسئولیتی برخی، از دست برود.
بنده چگونه می توانم شاهد این صحنه دلخراش باشم و بی تفاوت بمانم!
چگونه می توانم شاهد بدبختی ملتی باشم که به امام(ره)، اعتماد کرد، فرمانش را شنید و پای انقلاب و نظام ایستاد و حالا ناامید و خسته، متحیر رفتار مسئولان شده است.
آیا می توان تمسخر کوتوله های سیاسی شرق و غرب و ریشخند حکمرانان حقیر دست نشانده قدرت های بزرگ را نسبت به مردم، نظام و انقلاب مشاهده و آن را تحمل کرد؟!
من همواره به سوگندهای خود، وفادار و به حفظ کیان اسلام، انقلاب، نظام، مردم و کشور عزیزم همواره پایبند و متعهد بوده و خواهم ماند.
بنده برای نجات کشور و تغییر وضع زندگی مردم آمده ام.
اینجانب با علم به وضعیت دشواری که در ابعاد مختلف شکل گرفته، معتقدم که ظرفیت های زیادی در کشور برای برون رفت از این وضعیت وجود دارد و عمیقا باور دارم که می توان با انجام برخی برنامه های اصلاحی و اجرای چند طرح مهم اقتصادی، امید را در جان مردم زنده کرد و فضای کشور را از احساس سیر قهقرایی به سوی پیشرفت و تعالی تغییر داد.
با مجموعه ای از سیاست های منسجم و همه جانبه، هم در بعد داخلی و هم در بعد خارجی، می توان حرکت سریع به سوی پیشرفت و جلب رضایت مردم از نظام و انقلاب را عملی کرد.
قدرت الهی را که پشتوانه اصلی انقلاب و نظام است، باید در متن مردم جست و جو کرد. مردم عیال خدا هستند. اقیانوس زلال مردم هر ناپاکی را پاک می کند.
قدرت ملی ایران کم نظیر است. به پشتوانه آراء، اراده و حمایت مردم ، می توان کشور و انقلاب را از دهان قدرت های طمعکار جهانی رهانید.
فقط با مشت ملت می توان بر دهان زیاده خواهان کوبید و فقط با فریاد رسای ملت می توان دهان یاوه گویان را بست.
باید یک بار دیگر در بازگشت به ملت، شعارهای انقلاب را زنده کرد و یک بار دیگر مردم را به آینده کشور و نظام امیدوار ساخت.
یک بار دیگر مثل روزهای سخت انقلاب نشان دهیم که عدالت، آزادی و حقوق ملت، همان حقیقت دین و بویژه اسلام است.
بدین ترتیب است که استقلال برقرار و جمهوری اسلامی پایدار می ماند.
باید نشان دهیم که "احترام به مردم، توجه به حقوق آنان، حساسیت در برابر زیاده خواهی، تبعیض، رانت و فساد و اشرافیت"، عین "انقلابی گری" است.
من برای تشکیل یک دولت انقلابی و اسلامی آمده ام، دولتی که بار دیگر شعارهای انقلاب را سردست بگیرد و انقلاب را به ریل بازگرداند.
البته روشن است و نیاز به گفتن ندارد که فکر انقلابی و ارزشی حتما مخالف و حتی دشمنانی در داخل و خارج دارد که برای از میدان به در کردن بنده و امثال بنده از هر روش و امکانی استفاده می کنند.
درسال 1384 مخالفین من تلاش بسیاری کردند تا با یک بازی سیاسی، مانع از ورود من و افکار انقلابی و ارزشی، به عرصه مدیریت بالای کشور بشوند که به لطف خدا و بیداری مردم، توطئه آنها بی نتیجه ماند.