🌹در قرارگاه مرکزی خاتم، به کرّات او را دیدم که سر سفره نمی نشست سرش را با کتاب مشغول میکرد تا وقتی که رزمندگان از سر سفره بر میخاستند میآمد آنچه بر سفره مانده بود از نان وغذا می خورد. 🌹در دفتر ،نمایندگی برای ،نهار به یخچال سر میزد و نان و پنیری که از صبحانه برادران اضافه آمده بود با اشتهایی باور نکردنی می خورد. این کار برنامهی او بود و خیلی هم شاکر این نعمت بود. 🌹یکبار که باهم بطرف جبهه میرفتیم در خرم آباد برای نماز و نهار توقف کردیم. سه نفر بودیم بعد از ،نماز ما برای نهار سفارش دادیم ولی او اظهار بی میلی .کرد ما دو ،نفر نان و کباب کوبیده خوردیم. وقتی دست از غذا کشیدیم، نانهای مانده را با قدری ریحان باقی مانده جلو کشید و با چنان اشتهایی میل کرد که ما با آن اشتها کتاب را نخورده بودیم آنجا بود که فهمیدیم ایشان برای خودش برنامه ی خودسازی دارد "شهید داور یسری" ✍خاطره از مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت @Sedaye_Enghelab