ᴀɴᴏɴʏᴍᴏᴜsᴍᴀʀᴛʏʀ|³¹³
ᴀɴᴏɴʏᴍᴏᴜsᴍᴀʀᴛʏʀ|³¹³
ظهر ناشناس میزاریم.
من بودم میگفتن ناشناس نزار چیکار کردی انق عزیز شدی 🗿