دقیقا دوشب قبل از شهادتش مهمون ما بود. صحبت از شهادت شد...یهو دیدم ناراحت شد و نگرانی تو صورتش موج می زد... می‌گفت اگه شهید نشم چی؟ اگه به چهل سالگی برسم شهید نمیشم...اگه قرار بود شهید شم، تو فلان صحنه که تیر مستقیم به سمتم شلیک شد باید بهم می خورد و شهید میشدم...اگه..اگه..اگه خیلی دیدم داره بی تابی میکنه! گفتم داداش اینقدر عجله نکن..هر چی خواست خدا باشه..شاید اون مقطع تقدیر نبود که شهید بشی... ان‌شاالله هر چی خیر تو توش باشه برات رقم بخوره... ۲شب بعد در سحرگاهان به دیار معبود شتافت و بال در بال ملائک گشود و به آن چه آمال و آروزیش بود رسید! وصیت‌نامه مصطفی هم از نگرانی و استیصال از جا‌ماندگی از شهادت حکایت می‌کرد، آنجا که گفت: اگر شهید نشوم! می‌میرم! یاحسین! (عج الله) 🌹 شادی روحش صلوات🌹 https://eitaa.com/joinchat/370540678C34b78df963