🔹
دریای مهربانی
شاعر: قاسم صرافان
▫️تا دشتها، هوای دلت را دویدهای
در کوه، انعکاس خودت را شنیدهای
در آن شب سیاه نگفتی که از کدام
وادی سبد سبد گل مهتاب چیدهای؟
«تبت یدا...» ابیلهبان شعله میکشند
تا پردهی نمایش شب را دریدهای
رویت سپیدهای است که شبهای مکه را
خالت پرندهای است رها در سپیدهای
اول خدا دو چشم تو را آفرید و بعد
با چشمکی ستاره و ماه آفریدهای
باران گیسوان تو بر شانهات که ریخت
هر حلقه یک غزل شد و هر مو قصیدهای
راهب نگاه کرد و آرام یک ترنج
افتاد از شگفتی دست بریدهای
بالاتر از بلندی پرهای جبرئیل
تا خلوت خدا، تکوتنها پریدهای
دریای رحمتی و از امواج غصهها
سهم تمام اهل زمین را خریدهای
حتی کنار این غزلت هم نشستهای
خط روی واژههای خطایم کشیدهای
گفتند از قشنگیات اما خودت بگو
از آن محمدی که در آیینه دیدهای
🌼🍃🌸🍃🌼🍃🌸🍃
@SofreFarhangiReyhane