تا صورت پيوند جهان بود ، علی بود
تا نقش زمين بود و زمان بود ، علی بود
آن قلعه گشايی که درِ قلعه ی خيبر
برکند به يک حمله و بگشود، علی بود
آن گُرد سرافراز که اندر ره اسلام
تا کار نشد راست نياسود، علی بود
آن شير دلاور که برای طمع نفس
بر خوان جهان پنجه نيالود، علی بود
شاهی که ولی بود و وصی بود علی بود
سلطان سخا و کرم و جود، علی بود
هم آدم وهم شيث و هم ادريس و هم الياس
هم صالح پيغمبر و داوود، علی بود
هم موسی و هم عيسی و هم خضر و هم ايوب
هم يوسف و هم يونس و هم هود، علی بود
مسجود ملائک که شد آدم، ز علی شد
آدم چو يکی قبله و مسجود ، علی بود
هم اول و هم آخر و هم ظاهر و باطن
هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود
خاتم که در انگشت سليمان نبی بود علی بود
آن نور خدايی که بر او بود ، علی بود
آن شاه سرافراز که اندر شب معراج
با احمد مختار يکی بود، علی بود
اين کفر نباشد، سخن کفر نه اين است
تا هست علی باشد و تابود، علی بود
💐🌸💗💐🌸