علت روی زمین ریختنم، معلوم است اثر زهر،به هر عضو تنم معلوم است جگرم سوخته از زهر ، تنم می سوزد لخته‌های جگرم در دهنم، معلوم است وسط سجده به کاشانه‌ی‌من،ریخته‌اند رد پا، روی عبا و بدنم معلوم است از همین کوچه و توهین و دو دستهِ بسته روضه‌ی ارثیه از پنج‌تنم، معلوم است یک نفر هست کنارمن و شکرش باقی است دور بالینِ من اشکِ حسنم معلوم است حسنم روضه‌بخوان، روضه‌ی جسمی عریان من که بر روی تنم، پیرهنم معلوم است در میان کفنم،تربت یک بی‌کفن است غربتِ‌جد من از این کفنم، معلوم است یاد تشنه شدن و پا زدنش افتادم تشنه‌ام،علت پرپر زدنم معلوم است 🏴🕯🏴