﷽ خـــــدایا بر جـهان رانی تو تا حکـــمِ خدایی را نکش بین حسین و مـن دمی خطِ‌ جدایی را کمند مـــــوی او بـر گـــــــردن آهــــوی جانـم بند بـزن صیاد ســــــر را و نـــزن حــــــرف رهایی را اگر مِیْ خورده‌ام‌ این‌گردن‌من لٰکن اجرا کن به تیــغ ابروی ســـاقی تو آن حــکمِ قضائی را بگویم خاک‌پای کفشداران حسینم من خــــــدای آســــــمان بخشــــد اگر این خودستایی را به هفتاد اســــــم‌ اعظم کرد عَــــلاج عیسی نمیدانست که می‌گیرد شــفا در روضه هرکس خورده چایی‌را به دستِ راستم خورشید و در چَپ ماه اگر بخشند نبخشـم در قبالش قطـره ای اشکِ ریایی را بوَد نیکـوترین خیرات‌ و میدانم به خود واجب میـان روضه پیــشِ چشـــــم زهـــــرا خودنمایی را بـزن تیغت بـه رگ‌هایم کـز آن آبِ فرات آید بدَر ســینه کــه بینی در تپش گنبد طلایی را چو صد حَج کردم‌و یک‌کربلا رفتم‌ پس‌ازمرگم در اعـــــلامـــــیّه بنویـســــــید لفـــــــظ کربلایی را هزاران‌شب به‌عمرم روضه‌هایش بودم‌ وهیهات شــــــب قبرم ســــــزد بینــــــــم ز او بی‌اعتنایی را؟ ✍🏿 @TavouseBeheshti ‌ ࿐ᭂ⸙🖤⸙ᭂ࿐ ▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀▀