دلتنگی امانم را بریده بود دست و پا می‌زدم در اوج ظلمت... و حال دلم خوب نبود... ناگهان کسی صدایم کرد... سر بلند کردم و دیدم که میان روضه‌ی ❤️ تو ❤️ نشسته‌ام... حالا دیگر خبری از ناآرامی نبود... و ❤️تو❤️ همانی بودی که می‌خواستمش... 💚عاشقانه‌های کربلایی💚 👇🏻 •●@karbalaah●•