‌‌موکب والعصر
‌ •| #معرفی_کتاب •| #حیــدر •| اثرِ آزاده اسڪندرے "حیدر" اثری است در سبک داستانی به قلم "آزاده اسکن
‌ •| بخشے از ڪتاب:  -۲۱ سالت شده؛ نمےخواهی آستین بالا بزنی؟ -به ما که ندادند ، اما به تو می دهند. پا پیش بگذار؛ بالاخره که چی ؟ از در و همسایه گرفته تا دوست و آشنا ، هر روز یک بند همین حرفها را در گوشم مےخواندند . - من به خودم اجازه نمیدهم از کنیز ایشان خواستگاری کنم؛ چه برسد به دخترشان! انگار همین دیروز بود، پیامبر لباسش را عوض کرد . -من با پسر ابوقحافه می روم. امانت های مردم را که پس دادی، راه بیفت. فاطمه را به تو و هردوتان را به خـدا مےسپارم. خودش حفظتان کند. دقیقا سه روز در مڪه ماندم . چه اهل مکه ، چه زائران کعبه ، همیشه امانت هایشان را به پیامبر مےسپردند ، به خواست ایشان جز وقت نماز ، یک روز کامل در دامنه کوه ایستادم و فریاد زدم هرکس پیش محمـد امانتی دارد ، باید از من بگیرد . بعضے می دانستند پیامبر از مکه رفته است؛ بعضی نه - چه شده است ؟ نکند حال محمد روبه راه نیست. -حال ایشان خوب است فقط خواستند دِینی به گردنشان نباشـد... |📚| |🌱| @valasr14