ضبطخانۀ وَلیعصر .
ضبطخانۀ وَلیعصر .
+ خودش با دستای ِقشنگ ِخودش برام باقلا پلو با ماهیچه پخته بود . یه کوچولو تهدیگ ِغذاش سیاه و برشته
کاش میشد عمر ِخود را هدیه میدادم به او ؛ زندگی را دوست دارم.. دلبرم را بیشتر (: