نگین فیروزهای... در میدانی به نام انقلاب... همه آمده بودیم تا پشت دروازههای بهشت بدرقهات کنیم. ما ذرههای برادهای بودیم که مغناطیس روحت ما را اینگونه گرد تو جمع کرد. علمی که روی دوش تو بود و میرفت که بیافتد را نگذاشتیم با خاک آشنا شود. خون داغ تو مهریر دی ماه را کرده بود تیرماه. تو می رفتی و ما دلمان خرماپزان بود... همان قدر داغ همان قدر جوشان... همه آمده بودیم با پیکرت خداحافظی کنیم...
╔══════🇮🇷══🌐══🇮🇷══════╗
https://eitaa.com/joinchat/451215405C0fe68395b2
╚══════🇮🇷══🌐══🇮🇷═════