#اصلا_ناراحت_نباش
#راوی_خواهر_گرامی
#شهید_دفاع_مقدس
#حسین_فصیحی
برادرم حسین تازه که شهید شده بود من خیلی بی اندازه ناراحت بودم و غصه اش را می خوردم و همیشه تو فکرش بودم و یک لحظه از خاطرم دور نمی شد. آن اوایل هم عید که می شد مردم به دیدن خانواده شهدا می رفتند. یک شب هم چند نفری به منزل ما آمدند وقتی رفتند. من خانه را جمع و جور کردم و خوابیدیم. شب در عالم خواب برادرم حسین را دیدم که به من گفت: تو چرا اینقدر ناراحتی؟ اصلا ناراحت نباش من سختی نکشیدم و لحظه ی شهادتم یک آن اتفاق افتاد و اصلا اذیت نشدم.
کانال حفظ آثار شهدای دستجرد
https://eitaa.com/Yad_shohada1398