یہ‌دݪٺنڱ!))))
_
تو سرم صدات میپیچه با اهلا و سهلا دست و پا شکسته میگم حبیبی شکراً همسایه‌هایی که هم وطن طرقین زیر سایه‌ی حسین ابن علی رفیقیم