🥀 -علی جان؟چه میکنی؟ +به امدی هیچی داداش یه کم اینجارو چک کردم ببینم وسایلا کجان -باشه داداش خوشحالم که امسال هستی ‌و باهم میریم کربلا +اخ گفتی خیلی دلم تنگ شده -ان‌شاءالله چند روز دیگه میریم +ان‌شاءالله یکم سکوت کردم تا حرفامو تو ذهنم مرتب کنم -علی جان من باید یه موضوعی رو بهت بگم. خودکارشو رو میز گزاشتو دستاشو تو هم گره زد و گفت: +بفرما شروع کردم از اولین روزی که با خانم حیدری حرف زده بودم تا وقتی که خواستگاری کردیم گفتم واسش. حدود ۴۰دقیقه طول کشید چون همش سوال میکرد بعد از اتمام حرفام با یه لحن تعجبی و هیجانی گفت: +باورم نمیشه مگهههه میشههه محمد رضاصالحی و این حرفا؟ بعد چپ چپ نگاهم کردو بلند زد زیر خنده. -ااااای اروم بابا ابرومونو بردی الان مادری میشنوه (مادری مادر بزرگم بود مادر مادرم که واقعا خادم مسجد بودو هر کاری کوچیکو بزرگ برای مسجد انجام میده ما بهش میگفتیم مادری و فاطیما مادر جون) خودشو یکم جمع کرد و با صدایی که تهش خنده است گفت: +اخ اصلا حواسم نبود چقدرم دلم براش تنگ شده یادم باشه برم ببینمش -باشه چند ثانیه سکوت کردیم پرسید: +داداش جدی گفتی اینار -پسر خوب تو تاحالا شنیدی من حتی به شوخی دوروغ بگم؟ یه دستشو آورد بالا +نه به علی (ع) -نمیخواد  حالا قسم بخوری ـ +ببخشیدداداشه عاشقم😂 میدونی محمد باورم نمیشه! -خودمم باورم نمیشه حالا یه چند دقیقه میرم تو دفتر بر میگردم. ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ✨🌷 زهرا: صدای خنده میومد قدم برداشتم به سمت بسیج کنار دیوار وایسادمو در زدم صدا:بفرمایید اروم امدم اینورو رفتم داخل -سلام علیکم آقا:علیکم سلام  خواهر بفرمایید امری دارید -ببخشید برای ثبت نام امدم اگه ثبت نام میکنید! +بله، حتما  فقط الان مسئول بسیج خواهران نیست که!ایرادی نداره بنده ثبت نامتون میکنم. مدارکتونو اوردید؟ -ممنونم چه مدارکی نیاز دارید؟ همینطور که نگاهش رو برگه بود گفت:کپی کارت ملی دو قطعه عکس. کپی از صفحه اولو دوم شناسنامه این مدارک همیشه تو کیفم بود. برگشتم سمت دیوارو یه نگاه انداختم دوربین نباشه که نبود چادرمو باز کردمو کیف رو هم باز کردمو اون مدارک در اوردم بعد در کیفو بستم چادرمو گرفتم و برگشتم. -بفرمایید فقط بنده کارت ملی ندارم اقا;ایراد نداره خواهرم مدارکو نگاه کردو بهم یه برگه داد آقا:لطفا بشینید  این فرمو پر کنید فرمو گرفتمو نشستم رو صندلی دستمو از زیر چادر بیرون اوردم و فرمو گذاشتم رو پام بسم الله شروع کردم پر کردن فرم وقتی تموم شد بلند شدمو فرمو تحویل دادم *ادامه دارد... 『❥⇣•』___ @Youth_of_mahdi ✨⃟🌱⌋•