رمان آنلاین سرزمین عشق 🌹✨
#پارت_هجدهم
گوشیوبرداشتمبلندشدم
_سانازجونمنمیرمپایین،نویدگفتهبرم
پایین
ساناز:ععصبرکنمنمبیامپس
_ععنهبابااینجوریبااینقیافهنصفهآرایش،فیلمبردارممیاد،توفیلمبدمیافتی
ساناز:باشه،بروپس
رفتمسمتلباسام،لباساموهمبردارم
ساناز:نمیخوادبابا،منخودممیارمبراتتالا
نتونستمچیزیبگم
فقطکیفپولموبرداشتمورفتمپایین
تنتنازپلههارفتمپایین
هواتاریکشدهبود
شنلموکشیدمجلوودوییدم
باتماموجودمدوییدم
ازکوچهپسکوچههاردشدمکهکسیمنو
نبینه
نمیدونستمکجابرم
ولیتاجاییکهمیتونستمفقطدورشدم
بااینلباسمنمیتونستمبرمترمینال،حتما
مشکوکمیشدن
روزتعطیلمبودومغازهایبازنبودکهبرملباسبخرم
گوشیمزنگخورد
کیفپولموبازکردم،گوشیروبرداشتم،نگاهکردمنویدبود
خیلیدلممیخواست،قیافهالانشومیدیدم
گوشیموخاموشکردمتاساعتای۹شبتو
خیابوناپرسهمیزدم
نمیتونستمواسهنگارمزنگبزنمکهلباس
بیارهبرام
#روزانهدوپارت_هرشبساعت۲۱