2.05M حجم رسانه بالاست
از کلید مشاهده در ایتا استفاده کنید
واکر به دست پیرزنی خسته میرفت سوی تخت خود آهسته در آتش فراق پسر میسوخت میگفت با غریبه و وابسته: "آیا ز خاک پر زده فرزندم؟ آیا کبوترم ز قفس رسته؟" بیرون خانه منتظرش بودند مردم چه ناشناس چه برجسته هر دم برای تسلیت از هر سو می‌آمدند در صف پیوسته مثل کبوتران حرم پر زد مشهد به سوی آن زن وارسته هرچند او برای پذیرایی جایی نداشت درخور و شایسته حتی نداشت خانه‌ی دلبازی مشرف به صحن و گنبد و گلدسته اما شبیه بال ملائک بود آن دست پر چروک حنابسته… «افشین علاء» ▫️▪️▫️▪️▫️▪️▫️ 🔹مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ ۖ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ ۖ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا 🔹در میان مسلمانان رادمردانی هستند که بر سرِ عهدشان با خدا ، صادقانه ایستادند. برخی‌شان شهید شدند و برخی منتظر شهادت‌اند. اینان به‌هیچ‌وجه تغییر عقیده ندادند. «احزاب ۲۳» ◾️ دارالقرآن الکریم اصفهان https://eitaa.com/ZalekAl_ketab