🏴 ♨️ 🔻 هرثمة بن سُلَیم در نبرد صفین هم سفر علی بن ابی طالب علیه السلام بود. وقتی برای سفر به صفین به کربلا رسیدند، نماز بامداد در کربلا برگزار شد حضرت علی علیه السلام خاک کربلا را بویید و بوسید و فرمود: خوشا به حال تو ای خاک پاک! از تو قومی برانگیخته شوند که بی حساب به بهشت بروند. 🔻هرثمه پس از بازگشت از صفین ماجرای ورود به کربلا را با همسرش جرداء بنت سمين باز گفت. جرداء که شیعه ی امیرالمؤمنین علیه السلام بود، گفت: ای مرد! علی جز راست نمی گوید. 🔻هرثمه همراه با سپاهیان عبیدالله بن زیاد به کربلا آمد. وقتی صحنه ی کربلا (تپه، درخت سدر و موقعیت جغرافیایی) را دید، سوار بر شتر خدمت اباعبدالله الحسین علیه السلام آمد و ماجرای صفین و سخنان امیرالمؤمنین را باز گفت امام پرسید: با مایی یا بر ما؟ پاسخ داد: نه این و نه آن! من کودکانی دارم در کوفه که نگران جان آنها هستم و از عبیداللهِ زیاد ترسانم. 🔻امام فرمود: اگر سرِ یاری ما نداری به جایی برو که شاهد شهادت ما و شنوای ناله های ما نباشی. سوگند به آنکه جان ما در دست اوست هر کس فریاد ما را بشنود و یاری نکند خداوند او را به رو در دوزخ خواهد افکند. ♨️ هرثمه می گوید: من از کربلا بیرون زدم تا ناظر صحنه نباشم. 📚آینه در کربلاست ص ۱۵۸