📜 دوم صفر 📜 🔘 + ••• "ای زادۀ معاویه! شداید و رخدادهای ناگوار روزگار، مرا در شرایطی قرار داد که مجبور شدم با تو هم کلام شوم، اما بدان ارزش تو از نظر من ناچیز و سرزنش تو بزرگ و ملامت تو بسیار است." "چگونه سرزنش نکنم در حالیکه چشمها در فراق دوستان گریان و دلها در دوری عزیزان سوزان است؟" "آه! چه شگفت انگیز است که مردان بزرگ حزب الله به دست حزب الشیطان کشته شوند!" "دستان جنایتکار شما به خون خاندان رسالت آغشته است و دهانتان از گوشت ما مالامال." "شرم نداری که بدنهای پاک و پاکیزه بر زمین بمانند و گرگهای بیابان آنان را دیدار کنند،" "و تو مغرور و سرمستِ قدرت بر تخت تکیه زنی و بر خود ببالی؟" "ای پسر سُفیان! امروز کشتار و اسارت ما را غنیمت شمرده به آن می نازی،" "اما طولی نخواهد کشید که مجبور خواهی بود تاوان آن را پس دهی." "پس هر نیرنگی که داری بکار بگیر و هر تلاشی که می توانی انجام بده." "تو هرگز توان نداری که ذکر خیر ما را از یادها برون بری." "تو هرگز قدرت نداری که وحی ما را نابود و ذکر ما را خاموش کنی." "تو هرگز به آمال و آرزوهای پلید خود نمی رسی." "تو هرگز نمی توانی ننگ وعار اعمالت را از دامن خود پاک کنی." "روزی فرا رسد که منادی حق فریاد برآورد؛ لعنت خدا بر ستمکاران و بیدادگران." "حمد می گویم خدا را که سر آغاز زندگی دودمان ما را با سعادت و آمرزش قرین ساخت" "و پایان زندگی ما را با سعادت و شهادت سرشار از رحمت به پایان بُرد." "خدا ما را بس است که اوست وکیل و سرپرست." ● ۱۸ روز تا ✔️ @abalfazleeaam