السلام علیک أیتها المظلومة المقهورة يا فاطمة الزهرا عليهاالسلام اسماء بریز آب روان بر شهیده ام بر روی یاس پرپر قامت خمیده ام بر روی زخم های جسارت که تا به حال از مهر و لطف فاطمه هرگز ندیده ام شد فاش راز ناله ی روز و شبی که من در وقت راه رفتن زهرا شنیده ام گل زخم های او شده وا ،زیر ِ دست من حقّم بده که دست ز غسلش کشیده ام حقّم بده اگر که شکستم سکوت را صبرم به لب رسیده و آهی کشیده ام از غسل عضو عضو تنش چون گذشته ام تا لحظه لحظه های جسارت رسیده ام حالا روان شده ست از این دیده های زخم بر روی زخم سینه ی او خون دیده ام گویی کنار فاطمه این دل کفن شده از این جهان ِخالی از او دل بریده ام ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار: @abdolmohsen158 آدرس اشعار فاطمیه عبدالمحسن: @yamohsenefateme