بستر بیماری لحظه های آخر زمزمه،زمینه پاشو زهرا با هجرت به قلب من آتیش نزن پاشو زهرا نگاه کن به اشک غریبی من پاشو زهرا به حقّ ِ دل ِ غرق آه حسن پاشو بازم علی رو آروم کن با نگاهی زهرا واسه ی حیدر تو تنها تکیه گاهی با این دردا میدونم تاب موندن نداری کاش میشد بین دشمن من رو تنها نزاری مظلومه فاطمه جان..... 🌸🌸🌸🌸🌸 تنها یارم ببین که غریبم کنارم بمون پیش گلها واسه رفتنت دیگه روضه نخون با رفتنت نکن باغ گلهاتو زهرا خزون از حال احتضارت غرق سوز و گدازم چند روزه واسه ی تو دارم تابوت می سازم مانند گیسوی تو موی حیدر سپیده ای یار قدکمونم چون تو قدّم خمیده مظلومه فاطمه جان.... 🌸🌸🌸🌸🌸 مونده یادم شدی خون جگر بین دیوار و در بین کوچه شدی روبروم فاطمه محتضر یاس احمد شدی پرپر از کینه ی چل نفر آخر به من نگفتی از راز این نقابت از بعد کوچه رفتن پیش همسر حجابت آخر به من نگفتی از بی خوابی شبهات در وقت سرفه دیدم لخته ی خون به لبهات مظلومه فاطمه جان..... ✍علی مهدوی نسب(عبدالمحسن) آدرس اشعار فاطمیه: @yamohsenefateme آدرس کانال اصلی: @abdolmohsen158