#خاطرات_طنز_جهادی😀
دریکی از روستاهای مناطق محروم دریک روز گرم تابستانی
سر كلاس بوديم و حاج اقا در مورد امام زمان (ع) صحبت مي كردند برای بچه های روستا .ميگفت : خداوند يازده امام و 13 معصوم فرستاد و مردم بد همه شونو كشتند. بعد از شهادت امام يازدهم ،خداوند امام زمان رو از نظر ها غايب كرد تا شرايط ظهورش مهيا بشه. برا اينكه امام زمان ظهور كنه مردم بايد اينقده انتظار بكشند تا امام زمان ظهور كنند.
توي همين صحبت ها بود و حاج اقا در مورد شرايط ظهور (به زبان كودكانه) صحبت مي كردند كه يه لحظه گفتند :اينقده مردم بايد توي سرو كله ي همديگه بزنند و ناله كنند تا امام زمان بياد.!
يكي از بچه ها (محمد امين) كه توي اون سرو صدا انصافا خوب گوش مي كرد يكدفعه با حالتي از تعجب 😳و حالت آدمي كه انگار رمز ظهور امام رو كشف كرده گفت : يعني بزنيم توي سرمون؟🤔
ساير بچه ها هم كه انگار دنبال فرصتي بودند تا فضاي كلاس رو تغيير بدن همصدا و همزمان با محمد امين شروع كردند توي سر همديگه زدن😅.برا يه لحظه كلاس تبديل به ميدون بوكس شد 👊🏻🤕و بچه برا ظهور اقا تمام تلاششون رو مي كردن.😉
من و حاج اقا از خنده مرده بودیم 😂.اين قضيه اينقده سريع اتفاق افتاد كه نفهميديم چي شد!
البته بعد از چند ثانيه كلاس به اوضاع اولش برگشت و نادرست بودن تفسير بچه ها هم بهشون گوشزد شد...☺
👥گروه جهادی افسران ولایت استان بوشهر
🆔
@afsaranevelayat