دیشب السعید رائد خطاب با جمعی از رفقا آمدند.
وقتی آمد، عزادار آمد تا برای تنها پسر مادر نابینا خود عزاداری کند.
مادرش که بیست و نه سال او را بزرگ کرد و زیبایی او را ندید
وقتی خبر را فهمیدم،
او خطاب به آنها گفت: "عکس او را به من بدهید، می خواهم او را ببینم."
عکس او را جلوی چشمان خاموشش گذاشت
شاید در پادشاهی خود برای اولین بار در زندگی خود بزرگترین زیبایی خود را به او نشان داد...
ای مادر...
چگونه می توانیم به شما بگوییم که زیبایی رائد بر روی دانه های شن در جنوب پراکنده شده است؟
چگونه می توانیم به شما بگوییم که هنوز زیبایی آن را پیدا نکرده اند؟
چگونه به شما بگوییم که با این همه قیافه و خنده و قامتش که تا به حال ندیده اید دنبال ردی از او هستند؟
یوسف رفته و دیگر برنمی گردد
اما چشمان یعقوب او را در تو خواهد دید
از پشت پرده چه بیدار و چه در خواب
یا با آمدن عزیزمان با او برمی گردد
بیماری چشمان شما را برای دیدن زیبایی آن آشکار می کند
انگار تا حالا زیبایی ندیده بودی...
شهیدلبنانی
رائدعلی خطالب
شهیدمفقودالاثر
شهیدگمنام
.
شهداراباذکرصلوات یادکنیم
┄┅═✧✺💠✺✧═┅┄
✅
#احرار_المقاومه 👇👇
@ahraaralmoghavemt